تبليغاتX
(در كوچه هاي شهرم با سايه ها غريبم)

حلول ماه مبارک رمضان ماه بندگی و نیاز ماه خودسازی و نماز بر همه مسلمین جهان مبارک باد.

شمّه ای از آداب روزه

ثواب روزه بسیار،و اجر آن بی شماراست.سزاوار روزه دار آن است که چشم خود را بپوشاند از هر چه نظر کردن بر آن حرام یا مکروه است و یا دل او را از جمیع آفات و معاصی متعلّقه به زبان،وگوش خود را نگهدارد از هرچه شنیدن آن حرام یا مکروه است.و شکم خود را باز دارد از غذاهای حرام و شبهه ناک . و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را از محرمات و مکروهات متعلقه به آنها محافظت نماید .و همچنین سزاوار آن است که در هنگام افطار ،از حلال ،ای قدر چیزی بخورد که : «کَلّ» بر معده اونباشد ،زیرا سرّ امر روزه داشتن آن است که قوّه شهویه، مقهور و ضعیف شود و تسلّط شیطان لعین کمتر گردد تا نفس قدسی از درجه بهیمیّت، ترقی نموده مشتبه به ملائکه گردد. و در آن آثار تجرّد روحانیّت حاصل شود . و هر گاه کسی آنچه چاشت نخورده و دو برابر آن را در شب بخورد چگونه ای مطلب دست می دهد ؟! به خصوص  همچنان که عادت اکثر اهل این عصر است که الولن اطعمه را مهیّا می سازند بلکه بسا باشداطعمه ای که در ماه مبارک رمضان صرف می کنند در ماههای دیگر صرف نمی نمایند .

شک نیست که چون معده از غذای چاشت خالی باشد تا وقت شام رغبت آ ن بیشتر و اشتهای آن افزون می گردد. پس چون در آن وقت به رغبت تمام ، الولن طعام را به قدر چاشت و شام بلکه زیادتر بخورد لذت آن بیشتر ،و قوت آن فزون ترمی گردد؛  و قوّه شهویه او به هیجان می آید، و آنچه مقصود از روز ه بود نتیجه ی بر عکس می بخشد.

بنابراین روزه دار باید لااقل همان غذایی که در شبهای غیر روزه می خورد بخورد و خوراک روز خود را به آن ضمیمه نسازد، تا سودی از روزه ببیند .

از جمله آداب روزه دار آن است که در هنگام افطار، دل او مضطرب  باشد و در میان خوف و رجا معلق باشد؛زیرا نمی داند که روزه او مقبول شده یا نه . و این حالی است که باید در آخر هر عبادتی باشد.

مروی است که :حضرت امام حسن مجتبی ( ع ) در روز عید فطری به جماعتی گذشت که مشغول خنده بودند ، حضرت فرمود: ماه رمضان را خدای تعالی میان بندگان خود قرار داده که در آن سبقت بر طاعت و عبادت او گیرند. پس جماعتی گوی سبقت در ربودند و به سعادت فایز گردیدند و طایفه ای پس افتادند و هلاک شدند.

پس عجب کّل عجب از برای کسی که مشغول خنده و بازی باشد در روزی که سبقت گیرندگان در آن فایز شدند و بطّالان و هرزه کاران زیان کردند. آگاه باشید، به خدا قسم که اگر پرده برداشته شود نیکوکار مشغول نعمت خود، و بدکار گرفتار بدیهای خود گردد و احدی به لهو و لعب نپردازد.»

درجات روزه:

برای روزه  سه درجه است :

اول:« روزه عوام»، و آن عبارت است از اینکه در روزها شکم خود را ازمقتضای  شهوات آن محافظت نمایی. و این نوع روزه،فایده نمی بخشد مگر مجرّد استخلاص از عذاب را. 

دوم :« روزه خواصّ » ،وآن عبارت است از آنچه مذکور شد به زیادتی محافظت چشم و گوش و زبان و دست و پا و سایر جوارح و اعضا معاصی و گناهان. و بر این روزه مترتب می گردد آنچه از برای روزه دار وعده داده شده است از ثوابهای بی پایان.

سوم:« روزه خواصب خواصّ» و آن عبارت است از آنچه مذکور شد با محافظت دل از اشتغال به افکار دنیویه و اخلاق رذیله و نگاهداشتن ان از غیر یاد خدا بالکلیّه. و افطار این روزه ها یه یاد غیر خدا و روز قیامت بودن است و حاصل ای روزه، رو گردانیدن از غیر خداست؛ چنانکه فرمود:« قلِ اللّه ثمَّ ذَرهم» . یعنی : « بگو خدا و هر چه غیر اوست واگذار».

و این روزه انبیا و صدیقین و مقربین است . و ثمره این روزه،فوز به مشاهده ی جمال لقای الهی است . و رسیدن به چیزی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به خاطر احدی خطور نکرده.

بدان که مقتضای اخبار متواتره و تصریح جمع از علمای طایفه ی شیعه است که هرگاه کسی خالص از برای خدا ، ماه رمضان را روزه بدارد و در ان ماه ، باطن را از اخلاق ذمیمه پاک سازدف و اعضای ظاهره خود را از معاصی نگهدارد ، و از حرام در خوراک و پوشاک و مسکن اجتناب نماید ، و به جز حلال ، غذایی نخورد، و در خوردن حلال هم افراط نکند، بلکه به نحوی باشد که در هر وقت روز و شب الم گرسنگی را بیابد و فی الجمله مواظبت نماید بر نمازهای نافله و بعضی از ادعیه و آدابی که در این ماه مبارک سنت شده ، مستحقب مغفرت الهی و خلاص از عذاب اخروی می گردد.

پس اگر این شخص ، از طایفه ی عوام باشد صفای نفسی از برای او حاصل می شود که باعث استجابت دعاهای او گردد.

و اگر از علما و اهل معرفت باشد ، لشکر شیطان از حوالی قلب او کوچ می کند و از برای او بعضی از اسرار ملکوتیه روشن و منکشف می گردد ؛ و به خصوص در شب قدر، زیرا  شبی است که در ان ، اسرار منکشف   می شود . و از مبدا فیّاض ، انوار بر دلهای پاک افاضه می شود . و مناط عمده در رسیدن به این موهبت عظمی ، کم خوردن است، به نحوی که الم گرسنگی را در آن وقت احساس کند.

منبع:کتاب معراج السعادة

+ نوشته شده در 88/05/30ساعت 16 توسط دلتنگ |

ای فرزند آدم ! من تو را آفریده ام .از حال درون تو با خبرم . اسرار تو را می دانم وبر ملا نمی کنم. تنها کسی هستم که مطمئنی به تو خیانت نمی ورزم . سر چشمه و منبع همه ی عشق ها ومحبت ها منم. تو را برای خودم درست کرده و پرداخته ام . به من روی آور و با من انس بگیر. از دیگران بگریز و در بیاویز. تو مال منی ، نه از آن دیگران ، اگر یک قدم به سوی من بیایی ، ده قدم به سوی تو خواهم برداشت. ای فرزند آدم ! در شگفتم چگونه تو با مردم انس می گیری وبه دیگران دل می بندی در حالی که می دانی تنها خواهی مرد ومی دانی تنها در قبر خواهی خفت وتنها در پیشگاه من خواهی ایستاد وتنها حساب پس خواهی داد . آیا اندیشیده ای چقدر تنها خواهی بود ؟ ساعتی؟ روزی؟ سالی؟چند هزار سال؟ چند میلیون سال؟ با خودت فکر کن وبیندیش هر قدر که قرار است پس از مرگ با من تنها باشی ، در دنیا با من انس بگیر . اگر لحظه ای ، لحظه ای و اگر همیشه ، همیشه …
+ نوشته شده در 88/05/18ساعت 22 توسط دلتنگ |

وقتي جشن تولدي بر پا مي‌شود هر كسي كه وارد خانه شود اول سراغ كسي را مي‌گيرد كه تولد اوست صاحب تولد به همه خوش آمد مي‌گويد. راستي ما 1170 سال و اندي چطور عادت كرده‌ايم فقط يك تولد، بدون ديدن صاحب تولد برگزار كنيم و بدون اين‌كه بفهميم دغدغه و رضايت او چيست.

اين همه سال نه خواستيم و نه همت كرديم سراغي از صاحب تولد بگيريم شايد براي ما اهميت نداشت يا شايد نبودنش براي ما عادت شده بوده است راستش خوب كه نگاه مي‌كنيم گويا اصلا نيازي در وجودمان به وجود نيامده كه پاسخي وجود داشته باشد.

حالا بگو نيازي ديده نازي در گرفته .... نه اين خبرها هم نيست نه نيازي است و نه نازي!

اصلاً تا حالا فكر كرده‌اي چرا جمعيت ميليوني روز نيمه شعبان در جمكران جمع مي‌شوند و باز هم صاحب تولد حجاب از رخ برنمي‌گيرد ... كه مرحوم آغاسي مي‌گويد:

شايد اين جمعه بيايد شايد             پرده از چهره گشايد شايد

يعني اين جمعه ميليوني تشنه نيستند تا آبي نازل شود...

يا نكند صاحب تولد روز تولدش گوشه‌اي در بياباني، جنگلي، دريايي يا صحرايي و … جايي يافته و آرام آرام گريه مي‌كند

آخر شمع‌هاي زياد كيك تولدش را طوفان هم نمي‌تواند خاموش كند كه هر شمع يك داغ است و يك درد

قصه غفلت ما و قهر ما با آقا قصه غصه‌هاست ...

قصه نيمه شعبان‌هاي مكرر و نبود آقا درد از درد‌هاي عاشقي است اين حرف‌ها را تا عاشق نباشي نمي‌فهمي.

عاشق وقتي بي‌تاب معشوق مي‌شود وقتي از هر فرصتي براي ديدار استفاده مي‌كند وقتي هر بهانه‌اي، هر بويي، هر صدايي، هر نفسي او را به سمت معشوق مي‌كشد.

وقتي دنبال يك آشناست تا احوال معشوق را از او جويا شود.

خيلي بي قرار است.

بايد جاي يك عاشق باشي تا بفهمي نيمه شعبان بي مولا تولد نيست

قصه غربت و غمي است كه اشك‌هاي بي پايان آقا را تفسير مي‌كند

گواه غربتي است كه نبود امام را فرياد مي‌كنند ... .

اول و آخر اين قصه درد است و غم و تا نيايد اين غم عاشقان را مي‌سوزاند.

اين‌ها را گفتم كه روز نيمه شعبان اگر باز هم جشن ميلادي بدون ظهور آقا گرفتي؛ اگر كامت را با شيريني و شربت شيرين كردي به چشم‌هايت بگويي بر اين شيريني خون ببارند ...

بياييد ما ديگر جشن تولد را براي صاحب تولد غمگين‌تر نكنيم ... . كمي به دغدغه‌ها و غصه‌هاي او فكر كنيم.

نویسنده :فاطمه حیدری
+ نوشته شده در 88/05/10ساعت 17 توسط دلتنگ |

منزل« شعبان» برای سالک  به سوی خدای تعالی ،یکی از منازل عمر است وبرای آن شأن عظیم و فضیلت کثیری است و در آن ،شبی از شب های قدر واقع و مولودی در آن به وجود آمده است که خداوند به وسیله او به هر مظلومی از اولیاء و انبیا و اصفیاء خویش اززمانی که پدرما آدم (ع)هبوط به زمین نموده ،وعده نصرت فرموده است که  به وسیله او پر کند زمین را از عدل و داد پس از اینکه پر شده باشد از ظلم و ستم...ودر شأن این ما ه همین بس که ماه رسول خدا(ص)است و درباره آن فرمود :شعبان،ماه من است .خدا بیامرزد کسی که مرا به ماه من اعانت کند.

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و اباالفضل  حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد.

   

                 اعیاد شعبانیه مبارک

+ نوشته شده در 88/05/03ساعت 16 توسط دلتنگ |