تبليغاتX
(در كوچه هاي شهرم با سايه ها غريبم)

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است: كودك كه بودم ميخواستم دنيا را تغيير دهمبزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم.بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم.در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم.اينك كه در آستانه مرگ هستم ميفهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم،شايد ميتوانستم دنيا را هم تغيير دهم . 

+ نوشته شده در 88/01/29ساعت 22 توسط دلتنگ |

من به امار زمین مشکوکم .... اگر این سطح پر از ادم هاست پس چرا این همه دل ها تنهاست؟ 

 

+ نوشته شده در 88/01/29ساعت 22 توسط دلتنگ |

نگو کفر است نمی خواهم خدایم بیکران باشد نمی خواهم عظیم و قادر و رحمان نمی خواهم که باشد این چنین آخر خدا را لمس باید کرد نگو کفر است خدا را می توان در باوری جا داد که در احساس و ایمان غوطه ور باشد خدا را می توان بوئید و این احساس شیرینی است نگو کفر است که کفر این است که ما از بیکران مهربانیها برای خود خدایی لامکان و بی نشان سازیم خدا را در زمین و آسمان جستن ندارد سودی ای آدم تو باید عاشقش باشی و باید گوش بسپاری به بانگ هستی و عالم که در هر خانه ای آخر خدایی هست نگو کفر است اگر من کافرم ، باشد ! نمی خواهم خدایا زاهدی چون دیگران باشم نمی خواهم خدایم را به قدیسی بدل سازم که ترسی باشد از او در دل و جانم نگو کفر است که سوگند یاد کردم من به خاک و آب و آتش بارها ای دوست خدا زیبا ترین معشوق انسانهاست خدا را نیست همزادی که او یکتا ترین عاشق ترین معبود انسانهاست . 

+ نوشته شده در 88/01/20ساعت 16 توسط دلتنگ |

همه روزه روزه بودن همه شب نماز کردن همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن ز مناهی و ملاحی همه احتراز کردن ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن بخدا که هیچ یک را ثمر آن قدر نباشد که به روی نا امیدی در بسته باز کردن  ..

دست هایی که یاری می رسانند مقدستر از دستهایی هستند که دانه های تسبیح را می گردانند.

+ نوشته شده در 88/01/20ساعت 15 توسط دلتنگ |

 

ما بعد از شما هيچ نكرديم!!!

لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين و لابه لاي سيم

خاردارها رها

کرديم،عهدمان را شكستيم و دعاي عهد را فراموش كرديم،زمان ندبه و سمات را گم

كرديم.
شربت هاي صلواتي را با نیسان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم.
تاول شيميايي را از ياد برديم و غيرت ها را به بهايي اندك فروختيم...

عشق را به بازي گرفتيم و از خونهايتان به راحتي گذشتيم...
اما باز هم اميدي هست!!!
آري ! تا ولايت هست هنوز اميد داريم.
ما امروز تنها منتظر و گوش به فرمان رهبر مظلوم و جانباز خويش هستيم و منتظر اذن

آن شاهد منتقم خون شهيد...

 چند روز پیش  به زیارت کربلای ایران رفته بودم جای همه دوستان خالی ....خیلی جای خوبی بود اما   

بیشتر  از اینکه بهم خوش بگذره  حالت شرمندگی داشتم .شرمنده شهدا بودم  که چرا اینقدر دیر به یاد اونا افتادم.

 ای کاش زودتر از اینها  می رفتم  تا  بتونم  راهم رو درست انتخاب کنم. اما خوب این هم نعمتیه!

 از خدا ممنونم که این سفر رو قسمتم کرد وهمچنین از شهدا ممنونم که دعوتم کردند.

 انشاء الله  اونایی که آرزو دارند قسمتشون بشه . تا برن  تجلی عشق رو اونجا ببینند.

 واقعا شنیدن کی بود مانند دیدن!!!

 

التماس دعا

+ نوشته شده در 88/01/11ساعت 21 توسط دلتنگ |

 

پيوسته اين پرسش براي جستجوگري که به فلسفه اعياد تا عمق تاريخ کهن به کنکاش مي پردازد مطرح است که نوروز چرا مقدس است؟ و قداست آن از چه چيزي مايه مي گيرد و اينکه در پيش از اسلام زردشتيان و ايرانيان اين عيد را با شکوه زيادي برگزار مي کردند و همراه باراز و نياز و دعا و مراسم ويژه انجام مي گرفت و با مذهب زرتشتي گره خورده بود و بهار و رستاخيز را نيز نشانگر بود، فلسفه وجوديش چه بود. پس از اسلام نيز در ايران و برخي از کشورهاي اسلامي اين قداست همچنان استمرار يافت و تداوم خود را حفظ نمود تا جايي که وارد حوزه احاديث و روايات ديني شده و بابي به نام باب النيروز در مباحث عيد شناسي مفتوح گشته و به اعمال و آداب آن توجه خاص شد چه رمز و رازي در نوروز نهفته بود که در اين روايات به تثبيت نوروز انجاميد.

در قرآن کريم يکبار از مجوس ( زردتشتيان ) در رديف صاحبان کتاب يا اهل الکتاب، ياد شده که قابل تامل بوده و آن در سوره مبارکه حج ( ايه 17 ) است که مي فرمايد: " ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابءين و النصاري و المجوس، و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامه ان الله علي کل شي شهيد )

يعني : همانا خدا روز رستاخيز ميان کساني که ايمان آورده اند و يهوديان و صابءين و مسيحيان و زرتشتيان و کساني که شرک ورزيدند حکم مي کند، به راستي خدا بر همه چيز گواه است.

آنچه شگفت انگيز است و يکي از افتخارات ايرانيان محسوب مي شود اين است که خاستگاه دين زرتشتي ايران زمين بوده که در قرآن تحت عنوان " مجوس" از آنان در رديف " اهل الکتاب " نام برده است و اين ويژگي را هيچکدام از اقوام اروپايي و آسيايي و افريقايي و شرق دور دارا نمي باشند که دينشان در کتاب آسماني قرآن به رسميت شناخته شود و به ويژه سنت نبوي نيز مطابق نص صريح حديث بر اکرم ( ص ) مسلمين را مکلف کرد مانند اهل کتاب با زرتشتيان ) بري داشتند که کشتند و علاوه بر آن در صحاح سته احدايث زيادي آمده که از مجوس همچون اهل کتاب جزيه مي گرفتند و درمنابع بسيار معتبر همچون سنن سعيد بن منصور و مسند امام احمد بن حنبل و الام شافعي و صحيح بخاري و مسند طيالسي و سنن کبراي بيهقي و اموال ابو عبيد و روض الانف سهيلي و روايات و گزارش هايي آنده مبني بر اهل کتاب بودن " زدتشتيان " و داشتن پيامبري صاحب کتاب ( يعني حضرت زرتشت ) که اين روايات از جهت اينکه در کهن ترين منابع ثبت و ضبط شده بسيار مورد اعتماد بوده و افتخاري براي ايراني محسوب مي شود که آخرين دين الهي به تثبيت و تاييد آنان و پيامبر شان و کتابشان پرداخته باشد. حتي سعيد بن منصور در سنن خود از عبدالرحمان اين عوف ( صحابي مشهور) گواهي آورده که پيامبر اکرم ( ص ) از مجوسيان ناحيه هجر ( شرق عربستان سعودي ) جزيه گرفته است.

در بين زرتشتيان پيش از اسلام دو عيد بسيار مبارک و مشهور بود يکي عيد نوروز و ديگري مهرگان ( مهرجان ) بدون گمان در اديان اعياد همراه با اعمال مذهبي برگزار مي شده است و چون دين حضرت زرتشت نيز داراي اعيادي مقدس همچون نوروز بوده اند ( مانند دين مقدس اسلام که دو عيد فطر و قربان مهم ترين و برجسته ترين اعياد ديني مسلمانانت محسوب مي شوند ) اعمال و آداب ويژه اي داشته است که در کتابهايي که از پهلوي به پارسي و عربي ترجمه شده و يا در آداب و مراسم برگزاري اين آيين در نزد زرتشتيان و بقيه ايرانيان مسلمان که به صورت سنتي و شفاهي آن را حفظ کرده اند باقي مانده است، که براي نمونه برخي از آن آداب در نوروزنامه ها و کتاب هايي همچون کتاب التاج " " جاحظ بصري " انژاس يافته است که بعدها برخي از خلفاي عباسي نيز تحت تاثير آثار ايراني به قداست اين جشن توجه داشته ومراسمي را نيز به پاس آن برگزار مي کرده اند و فلسفه و رمز اين که چرا در روايات شيعه اين اندازه به اين عيد توجه شده است ريشه در اعتقادات ديني و باور به " اهل الکتاب " بودن زرتشتيان و دريافت ارزش و اهميت اين عيد ديني بوده که از پيش از اسلام بر جاي مانده است. اگر اين عيد صبغه ديني آن غلبه نداشت ( همچون عيد فطر و عيد قربان ) و قداستي به عنوان يکي از اعياد دين زرتشت مورد توجه نبود هيچگاه اين احاديث با اين صراحت در مورد آن روايت نمي شد، لذا جاي بسي تامل دارد که اين روايات را مورد بررسي قرار داد و حداقل فهرستي از آنها تهيه نمود تا بتوان بعدها به تحليل علمي آنها پرداخت . و اگر حضرت امام صادق( ع ) به يکي از ياران خود فرموده اند: نوروز روزي است که خداوند از بندگانش پيمان گرفت که او را بپرستند و او را شريک و انبازي نگيرند به پيامبران و راهنمايان او بگروند و به پيشوايان دين ايمان بياورند و همان روزي است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزيدن گرفت. زمين در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزي است که کشتي نوح در کوه آرام گرفت. همان روزي است که پيامبر خدا امير المومنين علي ( ع ) را بر دوش گرفت تا بت هاي قريش را در کعبه به زير افکند و بتان را خرد کنند. چنانکه ابراهيم نيز اين کار را کرد.

تمام اين ويژگي ها نشان مي دهد که نوروز محتواي ديني به خصوصي داشته است.

سال نو گشت به یاران کهن مژده دهید/ 

 که بهار آمد وگل آمدو باغ آمد و عیدآمد

(نویسنده :نادر کریمیان سر دشتی)

 

 


+ نوشته شده در 88/01/02ساعت 20 توسط دلتنگ |